مرتضى مطهري

527

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

جان نباشد جز « خبر » در آزمون هركه را افزون خبر ، جانش فزون جان ما از جان حيوان بيشتر از چه ؟ زان رو كه فزون دارد خبر پس فزون از جان ما ، جان ملك كاو منزه شد ز حس مشترك وز ملك جان خداوندان دل باشد افزون تو تحير را بهل زان سبب آدم بود مسجودشان جان او افزونتر است از بودشان ورنه بهتر را سجود دونترى امر كردن هيچ نبود در خورى كى پسندد عدل و لطف كردگار كه گلى سجده كند در پيش خار ؟ جان چو افزون شد گذشت از انتها شد مطيعش جان جمله چيزها مرغ و ماهى و پرى و آدمى زان كه او بيش است و ايشان در كمى و در جلد ششم ، ضمن داستان سائلى كه از واعظى پرسيد . . . : واعظى را گفت روزى سائلى كاى تو منبر را سنىتر قائلى يك سؤالستم بگو اى ذولباب اندر اين مجلس سؤالم را جواب بر سر بارو يكى مرغى نشست از سر و دمّش كدامين بهتر است گفت اگر رويش به شهر و دم به ده روى او از دمّ او مىدان كه به